مرتضى مطهرى
232
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
( يعنى صورت مىگيريم ) بدون وجود تصديق و حكم از ما . پس بايد گفت « حكم » فعل خارجى قوهء حاكمه است كه با واقعيت خود روى قضيهء مدركه مىآيد و نظر به اينكه معلوم نيز هست بايد گفت معلوم با علم حضورى است . ثانياً چون هيچ موردى از حكم نقيضين مستثنى نيست بايد گفت هيچ خطايى بى صواب محقق نمىشود يعنى اگر قضيهاى به موردى منطبق نشد قضيهء ديگرى ( طرف مقابل ) كه منطبق به مورد بوده باشد موجود است ، پس هر خطايى صوابى دارد . آنگاه مىگوييم قضيهاى كه مشتمل به خطا مىباشد اجزاء وى « موضوع » و « محمول » و « حكم » مىباشد ( و اگر صورت قضيه غير اين نحو باشد بالاخره مرجع همانهاست ) ولى حكم نمىتواند خطا بوده باشد زيرا فعلى است خارجى و فعل خارجى به خطا متصف نمىشود چنان كه گفته شد ، پس ناچار به يكى از دو طرف قضيه ( موضوع - محمول ) بر مىگردد و طرف قضيه نيز از آن راه كه « مفرد » بى حكم است خطا بر نمىدارد ، پس ناچار به حسب تحليل همين مفرد به يك قضيهء ديگر منحل است كه حكم در قضيهء تحليلى با حكمى كه در قضيهء مفروضه داريم موافق نبوده و به مورد وى قابل انطباق نيست و گرنه در اصل قضيه بجز موضوع و محمول و حكم نبوده و چنان كه روشن كرديم هيچكدام از اين اجزاء قابل خطا نيست و فرضاً هر چه با تحليل پيش برويم باز موضوع و محمول و حكم پيش خواهد آمد كه خطا بردار نيستند . مثلًا اگر گفتيم « دزد به خانه آمد » و فرضاً اين سخن خطا بود ، چنان كه گفته شد ، اين خطا به يكى از دو طرف قضيه ( يا به هر دو ) بايد برگردد نه به حكم : يا كسى به خانه آمده ولى مثلًا برادرمان بوده نه دزد و ما خطا نموده و دزد را بجاى برادر گذاشتهايم ، و يا راستى دزد بوده ولى به خانه نيامده بلكه از دم در گذشته و ما پنداشتهايم كه به درون خانه آمد و از اين روى « آمد » را بجاى « از دم در گذشت » گذاشتيم ( يا از هر دو جهت اشتباه كرديم ) و در نتيجه يا غير موضوع را به جاى موضوع گذاشتهايم يا غير محمول را به جاى محمول يا هر دو كار را كردهايم . در صورتى كه غير موضوع را به جاى موضوع گذاشته باشيم ناچار ميان غير موضوع و موضوع مفروض يك رابطه و يگانگى ديدهايم كه حكم به يكى بودن آنها نموده و اين را آن پنداشتهايم ؛ مثلًا در مثال بالا ما دزد را با قدى بلند و سرى پر مو و لباسى مشكى شناخته بوديم و برادر را نيز با همين اوصاف به همراهى مشخصات ديگر تشخيص داده بوديم و در موقعى كه گفتيم « دزد به خانه آمد » از كسى كه وارد خانه شده جز اوصاف مشتركه چيزى مشاهده نكرديم ، علاوه شب نيز بود و درب